الشيخ محمد الصادقي الطهراني
343
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
« ماتَرَكْنَ » ى زن براى مرد تمامى اموال مرد را دربر مىگيرد . براى زن نيز همان « ماتَرَكَ » مرد است كه مشمول كل ما ترك اوست . و اينجا بايد پرسيد اگر يك چهارم يا يك هشتم زن با داشتن زنان ديگر بهحساب تعداد آنان كمتر مىشود ، چنانچه بهحساب زمين هم تقليل مىيافت كه استثنايى بسى ظالمانه و بى اساس بود ، آيا در چنان موردى استثناى وصيت و دين كه چهار بار در اين آيه تكرار شده شايستهتر است ، يا استثناى زمين و ساختمانها بهجز قيمت خانهى مسكونى ؟ در حالى كه وصيت و دين در آيات ديگر هم استثنا شده ، و اگر اينجا در آيهى ارث استثنا نمىشد ابهامى هم برجاى نمىماند ، ولى استثنا كردن زمين و مانندش از حق ارث زن كه در هيچ جاى قرآن اثرى از آن نيست ، خود مبهم گذاشتن چيزى است كه اقلًا براى يك بار هم كه شده واجب بود بيان شود ، و بدون هيچ ضرورتى غير از تأكيد - وصيت و دين - در آيه شريفه چهار بار با الفاظ گوناگونش تكرار مىشود در حالى كه استثناى غير منقولات از ارث زن كه بسى سنگين است هرگز اشارهاى هم به آن نشده ! ! ! بنابراين همين استثنا نكردن خود دليل بسيار محكمى است براينكه زن از كلّ ماترك مرد ارث مىبرد . روى اين اصل « ماتَرَك » مرد نسبت بهزنش ، همچون « ماتركن » زن نسبت بهشوهرش نصى است روشن و غير قابل استثنا ، كه اگرچه رواياتى هم دربارهى اين استثنا داريم چون بر خلاف اين نص قرآنى است هرگز قابل قبول نيست - زيرا پس از استثنا ، مستثنى منه درتمامى مواردش نص است - و نيز رواياتى ديگر از شيعه و سنى موافق اين نص قرآنى است و چون اصل كتاباللَّه است و روايات در حاشيه و برمبناى كتاب است و چنانچه روايتى مخالف نصى از نصوص [ قرآن كريم ] يا ظاهرى از ظواهر كتاباللَّه باشد يقين داريم كه اين روايت از معصوم صادرنشده و از مجعولات منحرفين از شريعت ربّانى است و فتاواى آقايان هم در اين مسأله بسيار متفاوت و عجيب است « 1 » .
--> ( 1 ) - در ارث زن بين علماى شيعه نظراتى است : 1 - زن مطلقاً از زمين محروم است چنانكه در كتب نهايه ، مبسوط ، شرايع ، تحرير ، مختلف ، ارشاد ، تبصره ، قواعد ، ايضاح ، كنز ، مقتصر ، غاية المرام ، لمعه ، غاية المراد ، حاشيه قواعد و ارشاد ، مفاتيح ، وسيله متذكر شدهاند . نراقى در مستند آورده است كه اين فتوا بهشيخ طوسى و قاضى و حلبى نسبت داده شده و سيد مرتضى ، محقق در شرايع و علامه در مختلف و شهيد اول در لمعه و دروس و شهيد ثانى در مسالك و شيخ بهايى در مفاتيح آن را پذيرفتهاند . بلكه در كتاب خلافِ شيخ طوسى نقل اجماع بر آن شده است ، گروهى هم ادعاى شهرت كردهاند مانند علامه در تحرير و قواعد و كتاب ايضاح و نُكَت الارشاد و حاشيه شرايع صيمرى . و اينها بود نظرات و فتاواى آقايانى كه بخاطر اصالت الروايى بودنشان و يا بهجهت تقليد از اجماعات و شهرات و نظرات اين و آن مع الاسف گرفتار چنين بليّه نه تنها در اين باب بلكه در كل ابواب فقهيه شدهاند « كه كل حرب بمالديهم فرحون » . 2 - تنها از زمينهاى منازل محروم است و نه از باغات و مزارع و قيمت آلات و بناها از مساكن چنانكه شيخ مفيد ، ابن ادريس ، عجلى ، محقق در نافع ، يوسفى ، فاضل مقداد ، مجمع و كفايه ذكر نمودهاند . 3 - از قيمت تمامى مال الارث ارث مىبرد گرچه از عين آن محروم است چنانكه گروهى از فقيهان فرمودهاند . 4 - اگر از شوهرش فرزندى دارد از تمامى اموالش ارث مىبرد و گرنه يكى از نظرات فوق است چنانكه از اسكافى ، فقيه ، نهايه ، مبسوط ، وسيله ، شرايع ، جامع ، قواعد ، تحرير ، مختلف ، ارشاد ، تبصره ، ايضاح ، كنز ، دروس ، لمعه ، غاية المراد مختصر ، غايةالمرام صميرى ، تنقيح ، حاشيهى ارشاد و نافع و قواعد شهيد ، مسالك و روضه نقل شده است . 5 - هرگز از چيزى محروم نيست چنانكه اسكافى ، ابن جنيد ، قاضى ابن البراج و شيخ طوسى در استبصار كه حديث فضيل و ابن ابى يعفور را نقل و پذيرفته كه « هر دو همسر از كل ماترك ارث مىبرند » و عجلى و يوسفى آبى هم بر اين رأيند . و برمبناى صراحت از كتاب و سنت زن از تمامى « ماترك » مرد ارث مىبرد زيرا « وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمّا تَرَكْتُمْ . . . مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِها اوْ دَيْنٍ » تنها وصيت و دين را - مانند مردان - از ماترك استثنا كرده است ، كه بقيهى مستثنى منه نص در كل تتمهى آن است و روايات اسلامى هم اعم از شيعه و سنى چنان است ، و چند روايت شيعى هم كه بعضى از چيزهاى ديگر را استثنا كرده است هم از نظر متن داراى اشكال است و هم از نظر مخالفت با كتاب و سنت مردود است